تبليغاتX
یه آدم تنها
داغ ترین عکس ها و جدیدترین عکس های رپرها {اختصاصی رضایا}

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 8:57 قبل از ظهر  توسط   | 

نام كامل:BRITNEY JEAN SPEARS
اسامي مستعار:
BRIT-PINKEY  
تاريخ تولد: 2 دسامبر 1981
محل تولد: لوئيسيانا - كنت وود آمريكا.
شغل: خواننده .
قد: 1 مترو 63 سانتي متر.
وزن: 58 كيلوگرم.
اولين ترانه:
BABY ONE MORE TIME  1999 در حالي كه
تنها 17 سال سن داشت.
نام پدر:
JAMIE(جيمي)--- شغل: پيمان كار ساختمان.
نام مادر:
LYNNE(لين)--- شغل: آموزگار.
برادر:
BRYAN(براين)--- سن: 27 ساله.
خواهر:
JAMIE LYM(جيمي ايم) --- سن: 15 ساله.

شوهرها:

1-JASON ALLEN ALEXANDER(آلن الكساندر): تاريخ ازدواج ژانويه 2004. اما ازدواج آنها تنها 55 ساعت دوام آورد.

2-KEVIN EARL FEDERLINE(كوين فـدرليـن): تــاريــخ
ازدواج سپتامبر 2004. كوين يك رقصنده حرفه اي ميباشد.

كوين داراي 2 فرزند از همسر سابق خود بنامهاي KORI و
KALEB ميباشد.

تحصيلات: وي در كودكي به كلاسهاي رقص و ژيمناستيك
رفـتـه و در نوجواني يك دوره 3 ساله  را نيز در يك  مـدرسه
هنري سپري كرده است.

3- دوست پسر پيشين:JUSTIN TIMBER LAKE(جاستين تيمبر ليك) به مدت 3 سال.

جوايز:
2 بار نامزد
GRAMMY AWARDS
گرديده
4 بار برنده جايزه
MTV AWARDS
4 بار برنده جايزه BILLBOARD MUSIC AWARD

فيلمهايي كه وي در آن حضر يافته:
شوي ميكي ماوس در سال 1994-
LONGSHOT-CROSS ROADS-AUSTIN POWERS

آلبومها:

1999:BABY ONE MORE NIGHT

2000:OOPS!..I DID IT AGAIN 

2001: BRITNEY

 2003:IN THE ZONE 

2006:ORIGINAL DOLL تـوضيح: ايــــن آلـــبوم قرار است
سال آينده به بازار بيايد.
درآمد ساليانه وي در سال گذشته: 40 ميليون دلار.

شمار آلبومهاي به فروش رفته وي در سرار جهان:
45 ميليون آلبوم.
بيوگرافي:
بريتني از همان كودكي و در سن 8 سالگي به خوانندگي
علاقمند بود. وي  در سن 10سالگي براي حضور در شوي
ميكي مـاوس در امتحان ورودي آن شركت كرد اما  پذيرفته
نـگـرديـد. وي مـجـددا در سـن 11 سالگي در آزمون ورودي
شـــوي ميكي ماوس شركت كرد و اين بار پذيرفته شد. او
تنها پس از گذشت 6 سال به يك سوپر استار جهاني بدل
گشت.

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 10:38 قبل از ظهر  توسط   | 

شب امتحان زيست بعدازيك عالمه درس خوندن(به عبارت ديگه يكي توسرخودم زدم يكي توسردرسها)بالاخره تصميم گرفتم بخوابم.البته بعدازمرتب كردن ميزم كه ازانواع ورقه هاي امتحاني وهزارجوركتاب ودفترپرشده بودساعت12شد.اين دفعه كه ديگه ازشدت خواب چشمام بازنمي شدتصميم گرفتم بخوابم.باذهني پرازانواع مختلف فرمول ها(آخه روزقبلش امتحان فيزيك داشتيم.بالاخره اثراتش باقي مونده بودديگه!)خوابيدم.

توي خواب سرجلسه ي امتحان بودم(اين امتحان هاتوخواب هم آدموراحت نمي گذارند!)ناگهان متوجه شدم كه جلسه ي امتحان يك ذره عجيب غريبه!يك ذره كه نه خيلي.اين وراون ورونگاه كردم ديدم اينجاچقدرشبيه به حفره اسراره.واي!امتحان توي حفره اسرار(چقدرهيجان انگيز)تام ريدل(همون ولدمورت سابق)به عنوان ممتحن امتحان بودوهركسي كه داشت تقلب مي كرد خشك مي كرد.

به برگه ي امتحانم كه نگاه كردم ديدم واي امتحان رياضي (البته ازنوع جادوييش)من هم كه چيزي بلدنبودم روبه سكته بودم كه همون موقع دامبلدوراومدتوحفره وگفت:امتحان به دليل پخش غيرقانوني سوال هاتعطيله باجام بزرگي كه يك مايعي توش بود(فكركنم مهرگياه بود)رفت پيش يچه هاي خشك شده واون هاروازحالت خشكي درآوردبعدباحالت ترسناكي به طرف من اومدوگفت:براي چي اين هارو خشك كردي؟

تاخواستم بگم كه من نبودم كه صداي مامانم شنيدم كه دادمي زد ومي گفت بچه لنگ ظهره از خواب بلند شو!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 5:43 بعد از ظهر  توسط فائقه  | 

1-سلام

2- بنده علیرضا هستم.

3-خوشحالم که محمد آقا صبح کله سحر،خروس خون،اون وقتی که همه هفت تا پادشاه رو دارن خواب می بینن منو کشوند پای این کامپیوتر تا این پیشنهادو بهم بده که بیام یکی از  نویسندگان  این وب لاگ بشم،یعنی این مایه بسی و بسیار و خیلی خوشحالیم شد.

4-من در مورده همه چیز اینجا مینویسم.

5-محمد جون نهایت درکو دارم از اینکه عاشق وب لاگتی و نهایت سعیمو می کنم که یه چیز درستو حسابی در بیارم.

۶-فلن بای

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 12:10 بعد از ظهر  توسط   | 

وبلاگ گروهی نوجوونای ایرونی عضو می پذیرد.

افراد زیر ۱۸ سال می توانند جزو نویسندگان این وبلاگ شوند.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 8:36 قبل از ظهر  توسط م  | 

درس خوندن پسرا با دخترا:


دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و.... با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش)

و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي

نوشته شده توسط فائقه

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 1:49 بعد از ظهر  توسط فائقه  | 

الفبای موفقیت(جالبه)

الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 8:50 قبل از ظهر  توسط م  |