|
داغ ترین عکس ها و جدیدترین عکس های رپرها {اختصاصی رضایا}
|

شوهرها:
2-KEVIN EARL FEDERLINE(كوين فـدرليـن): تــاريــخ
ازدواج سپتامبر 2004. كوين يك رقصنده حرفه اي ميباشد.
كوين داراي 2 فرزند از همسر سابق خود بنامهاي KORI و
KALEB ميباشد.
3- دوست پسر پيشين:JUSTIN TIMBER LAKE(جاستين تيمبر ليك) به مدت 3 سال.
فيلمهايي كه وي در آن حضر يافته:
شوي ميكي ماوس در سال 1994-LONGSHOT-CROSS ROADS-AUSTIN POWERS
آلبومها:
1999:BABY ONE MORE NIGHT
2000:OOPS!..I DID IT AGAIN
2001: BRITNEY
2003:IN THE ZONE
2006:ORIGINAL DOLL تـوضيح: ايــــن آلـــبوم قرار است
سال آينده به بازار بيايد.

شب امتحان زيست بعدازيك عالمه درس خوندن(به عبارت ديگه يكي توسرخودم زدم يكي توسردرسها)بالاخره تصميم گرفتم بخوابم.البته بعدازمرتب كردن ميزم كه ازانواع ورقه هاي امتحاني وهزارجوركتاب ودفترپرشده بودساعت12شد.اين دفعه كه ديگه ازشدت خواب چشمام بازنمي شدتصميم گرفتم بخوابم.باذهني پرازانواع مختلف فرمول ها(آخه روزقبلش امتحان فيزيك داشتيم.بالاخره اثراتش باقي مونده بودديگه!)خوابيدم.
توي خواب سرجلسه ي امتحان بودم(اين امتحان هاتوخواب هم آدموراحت نمي گذارند!)ناگهان متوجه شدم كه جلسه ي امتحان يك ذره عجيب غريبه!يك ذره كه نه خيلي.اين وراون ورونگاه كردم ديدم اينجاچقدرشبيه به حفره اسراره.واي!امتحان توي حفره اسرار(چقدرهيجان انگيز)تام ريدل(همون ولدمورت سابق)به عنوان ممتحن امتحان بودوهركسي كه داشت تقلب مي كرد خشك مي كرد.
به برگه ي امتحانم كه نگاه كردم ديدم واي امتحان رياضي (البته ازنوع جادوييش)من هم كه چيزي بلدنبودم روبه سكته بودم كه همون موقع دامبلدوراومدتوحفره وگفت:امتحان به دليل پخش غيرقانوني سوال هاتعطيله باجام بزرگي كه يك مايعي توش بود(فكركنم مهرگياه بود)رفت پيش يچه هاي خشك شده واون هاروازحالت خشكي درآوردبعدباحالت ترسناكي به طرف من اومدوگفت:براي چي اين هارو خشك كردي؟
تاخواستم بگم كه من نبودم كه صداي مامانم شنيدم كه دادمي زد ومي گفت بچه لنگ ظهره از خواب بلند شو!
1-سلام
2- بنده علیرضا هستم.
3-خوشحالم که محمد آقا صبح کله سحر،خروس خون،اون وقتی که همه هفت تا پادشاه رو دارن خواب می بینن منو کشوند پای این کامپیوتر تا این پیشنهادو بهم بده که بیام یکی از نویسندگان این وب لاگ بشم،یعنی این مایه بسی و بسیار و خیلی خوشحالیم شد.
4-من در مورده همه چیز اینجا مینویسم.
وبلاگ گروهی نوجوونای ایرونی عضو می پذیرد.
افراد زیر ۱۸ سال می توانند جزو نویسندگان این وبلاگ شوند.
درس خوندن پسرا با دخترا:
دخترها: بعضي از اونا واقاً مي خونند حالا چي مي خونند خدا ميدونه ولي واسه اينكه تابستون راحت باشن و به بهانه كلاس سنتور , نقاشي , و.... با دوست پسر عزيزش برن عشق صفا به دليل مسايل غير اخلاقي ادامشو نمي نويسم وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...( پيشه همون پسره كه با هم رفتن ددر) يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند يه سري هم به دليل اينكه دوست پسر نداران و انگيزه اي براي دودر كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه (اخه شنيدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه)نكته(دليل اينكه پسرا نميرن دانشگاه همين دختراس(البته از نوع سيريشش)
و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي
نوشته شده توسط فائقه
الف: اشتياق براي رسيدن به نهايت آرزوها
ب: بخشش براي تجلي روح و صيقل جسم
پ: پوياپي براي پيوستن به خروش حيات
ت: تدبير براي ديدن افق فرداها
ث: ثبات براي ايستادن در برابر باز دارند ه ها
ج: جسارت براي ادامه زيستن