|
داغ ترین عکس ها و جدیدترین عکس های رپرها {اختصاصی رضایا}
|

دانلود فیلم با حجم 113 مگابایت
دانلود زیرنویس فارسی با حجم 20 کیلوبایت
فیلم ترسناک اره 2 به همراه زیرنویس فارسی با فرمت Avi با کیفیت نسبتا خوب !

دانلود فیلم با حجم 106 مگابایت
دانلود زیرنویس فارسی با حجم 26 کیلوبایت
فیلم ترسناک و جدید Carver 2008 با کیفیت DVDScr :
بر اساس داستان واقعیت افرادی که پس از رفتن به کمپینگ در کوهستان هرگز برنگشته اند....
این فیلم به 2 صورت قرار گرفته : کیفیت موبایل + کیفیت DVD برای کامپیوتر .

دانلود کیفیت موبایل با حجم 120 مگابایت
دانلود با کیفیت DVD با حجم 690 مگابایت
رضایا
طعمه
2afm

برای دانلود آهنگ به اینجا کلیک کنید!!
نکته: البته توی سایت رپفا نوشته که این آهنگ دزدیده شده و قراره اصلش با تتلو خونده بشه!!!!![]()

قرارمون تو برج سفید بود ! ساعت شیش ! که بعد افتاد ساعت هفت ولی آخر سر تهی رو ساعت هفت و نیم سر چهار راه پاسداران دیدم و مثل لک لک پریدم تو ماشینش ! خوش تیپ ، به موی سر رسیده و بوی پودر صورت داده( واسه عکس و ویدیو) ، جلوم ظاهر شد ! بی باک از کمبود بنزین گاز می داد و از هواداری واسم گفت که کارت بنزیشو داده بهش !!! آهنگهایی که تو ماشینش گوش میداد هم باحال بود . به جز 50 سنت و توپاک ، کامران هومن ، هم روی سی دی داشت ! با کلاغ دم سیاه شهره هم قر داد ! روی سی دی برنامه های ما رو هم داشت ! واسم گذاشت و بعد از چشم غره ی من عوضش کرد . تو ترافیک اون موقع عصر ، نیم ساعتی طول کشید تا رسیدیم جلوی برج سفید ! ولی با دیدن منظره ی دم درش ، رنگ صورته جفتمون از رنگ برج هم سفید تر شد : این کامیونت های جمع کردن اراذل و اوباش دمش واستاده بودن و نمی دونم چرا من چلغوز هم فکر کردم ممکنه ” اراذل ” باشم ! تهی گازشو گرفت و ماشین رو با یه تکون شدید به سمت تجریش روند ، یه کار جالبی که تهی انجام می داد تو ماشینش ، این بود که جا به جا ، روی آهنگ های رپ خارجی که می شنید ، شعر می زاشت و می خوند … همشون هم باحال از آب در میومدن
تو راه واسم از کار جدیدش گفت : بغض ! کاری که واسه ی بچه های معلول و بی سرپرست خونده . بچه هایی که سر چهار راه ها ، جواب بدبختیشون رو با بالا کشیده شدن پنجره ی اتوموبیل ها و ” ولم کن بچه ” از مردم می شنون . تهی تحت تاثیر یه همچین برخوردهایی ” بغض ” رو خونده ، بهش گفتم که صداش خیلی عوض شده و پخته ، جواب داد: همه این رو بهم میگن … او شولوغ پلوغی حرف ما و ترافیک خیابون ، رسیدیم به یه سفره خونه تو تجریش ، ریختیم توش و از بین دود و نفیر قلیون ، یه جای دنج پیدا کردیم که مثلا تهی رو نشناسن و بشه دو کلمه باهاش حرف زد ! ولی مگه شد !!! مگه گذاشتن ؟ یه جاهایی بدون اینکه ملاحظه کنن که تهی داره مصاحبه می کنه ، با دسته بیل فرض کردن من ، می ریختن سرمونو و ازش سوال های جور واجور می کردن ! سوالهایی که گرچه جالب بودن ولی هیچ ربطی به موضوع گپ من و تهی نداشتن ، این نیگاه پر محبت تهی تو عکسه بالا هم به من نیست ، به یه آقای پا به سن گذاشته ای که از تهی در مورد زد بازی و پیشرو سوال می کرد !! اونم سوالهای بی ربط و حرص دهنده ، وسطشم یهو زد زیر آواز تا تهی بهش بگه صداش خوبه یا نه
یه آقایی اومده بود رو میز من و تهی بست نشست و بر و بر وسطه مصاحبه به من و تهی خیره شد و بدون ملاحظه هی می پرید وسطه حرفمون ، یه سری دختره ایکبیری هم از فاصله ی یک کیلومتری با دوربینهای تلفنشون از ما ( یعنی در اصل از تهی ، ولی منم هی میپچیدم تو تصویر و حسابی کفریشون کرده بودم )عکس گرفتن . به قول تهی : این مهم نیست ، مهم اینه که دافت دست خورده نیست

زیاد اونجا نشستیم ، چون جمعیت داشتن متوجه حضور تهی می شدن و تک و توک احوال پرسیهاشون داشت به هم همه تبدیل میشد ، میومدن عکس می گرفتن و از تهی آهنگ های جدیدش رو می خواستن تا با موبایل واسشون بفرسته
منبع:www.rap08.com